۵ نتیجه برای فلاح نژاد
یحیی زارع مهرجردی، حسن رسایی، محمد صابر فلاح نژاد،
جلد ۲۴، شماره ۳ - ( IJIEPM ۱۳۹۲ )
چکیده
ساختارهای زنجیره تامین را می توان به متمرکز و غیر متمرکز دسته بندی کرد. مدیریت موجودی توسط فروشنده، استراتژی برای مدیریت زنجیره تامین است که هدف آن یکپارچه سازی ساختار زنجیره تامین و نزدیک کردن عملکرد آن در حالت غیر متمرکز به حالت متمرکز است. از طرفی دیگر تئوری بازی ها ابزار موثری برای تحلیل زنجیره های تامین با عوامل مختلف و اهداف متضاد است. حال زنجیره تامینی را در نظر بگیرد که شامل یک فروشنده و چندین خرده فروش است. فرض می شود که فروشنده، محصول را از یک منبع تامین خارجی دریافت کرده و آن را با قیمت یکسان به خرده فروش ها می فروشد. تقاضا در بازار خرده فروش ها تابعی کاهشی از قیمت می باشد و فروشنده از رویکرد مدیریت موجودی توسط فروشنده در زنجیره تامین استفاده می کند. در این مقاله به مدل سازی این زنجیره تامین در حالت های متمرکز و غیر متمرکز خواهیم پرداخت. عملکرد زنجیره تامین در حالت متمرکز را می توان براساس یک مدل بهینه سازی ریاضی تشریح کرد. برای تحلیل عملکرد سیستم در حالت غیر متمرکز از تئوری بازی استاکلبرگ استفاده می کنیم. در نهایت تحلیل های عددی در مورد مدل های ارائه شده، انجام گرفته و به مقایسه عملکرد زنجیره تامین در حالت متمرکز و غیر متمرکز خواهیم پرداخت.
فرید صفایی نیک، محمد صابر فلاح نژاد، یحیی زارع مهرجردی،
جلد ۲۵، شماره ۱ - ( ۳-۱۳۹۳ )
چکیده
در هر سازمانی، مدیریت برای نیل به اهداف خود به دنبال استقرار سیستمهایی میباشد تا فضای مناسب برای ارائه خدمت را فراهم نماید. از جمله مراکز ارائه کننده خدمات که در سالهای اخیر مورد توجه واقع شدهاند، مراکز تلفن گویا میباشند. روند توسعه و گسترش صنعت تلفن گویا به سمت پیچیده شدن این سیستمها پیش میرود؛ لذا، مدیریت این سیستمها و طراحی آنها بسیار سخت و دشوار گشته است. هدف نوشتار حاضر، ارزیابی سیستمهای تلفن گویا میباشد. در این راستا با پی بردن به مهمترین مشکل در واحدهای تلفن گویا، مدل شبیه سازی این سیستم طراحی شده و سپس اعتبار این مدل از لحاظ تطابق با واقعیت بررسی میشود. در نهایت به منظور ارائه راهکارهایی در جهت بهبود عملکرد سیستم موجود، با استفاده از طراحی آزمایشها، سناریوهای پیشنهادی را شبیه سازی نموده و مدل بهبود یافته معرفی میشود.
محمد صابر فلاح نژاد، سعید خلیلی، هادی محمدزاده،
جلد ۲۷، شماره ۲ - ( ۶-۱۳۹۵ )
چکیده
تعیین نیروی انسانی لازم جهت انجام عملیات تولیدی، از جمله پارامترهای مهم درمسئلهی بالانس خط تولید میباشد و تخصیص تعداد بهینهی نیروی انسانی، افزایش راندمان خط تولید و به تبع آن افزایش سود را برای شرکتها به ارمغان میآورد. از آنجا که امکان تخصیص تعداد متفاوتی از ماشینآلات به هر اپراتور وجود دارد، در نتیجه تعداد مختلفی سناریو و حالت، جهت واگذاری ماشینآلات به اپراتورها بوجود خواهد آمد. هدف ما از نگارش این مقاله، کمک به مدیران در انتخاب بهترین سناریوی ممکن، از بین سناریوهای مختلف تخصیص میباشد. در این مدل، ابتدا هر کدام از سناریوهای ممکن، با استفاده از مبانی تئوری صف مدلسازی شده و سپس هزینهها و درآمدهای ناشی از پیادهسازی هرکدام از این سناریوها محاسبه می شود. البته جهت انطباق بیشتر مدل با واقعیتهای موجود در دنیای پیرامون، عدم قطعیت، که جزء جدانشدنی محیطهای تولیدی میباشد، به وسیلهی منطق فازی در مدل پیشنهادی لحاظ شده است. در ادامه، با توجه به اینکه برخی از ورودیهای مسأله مثل نرخ ورود کالا به ایستگاههای کاری و نرخ خدمت اپراتورها نیز به صورت تقریبی و فازی در نظر گرفته شده-اند، مقدار سود حاصله از اجرای هر سناریو نیز به صورت یک عدد فازی بدست خواهد آمد. لذا جهت انتخاب بهترین سناریوی تخصیص، یکی از روشهای اولویتبندی اعداد فازی استفاده شده است.
دکتر یحیی زارع مهرجردی، محمد صابر فلاح نژاد، امیرحسین ناجی مقدم،
جلد ۲۷، شماره ۳ - ( ۹-۱۳۹۵ )
چکیده
چکیده : پیشرفتهای صنعت خودروسازی، شرایط رقابتی را برای شرکتهای خودروساز فراهم کرده است، لذا رقابتی-تر شدن بازارها، فروپاشی مرزهای تجاری، جهانی شدن اقتصاد و در نهایت افزایش سطح توقعات و الزامات مشتریان، موجب افزایش توجه به تکنولوژیهای نوین گردید. شناسهفرکانسرادیویی یک تکنولوژی رو به رشد در سطح دنیا است که هرروزه کاربردهای جدیدی از آن در فرایندهای مختلف از جمله زنجیره تأمین، تعریفشده و بکار گرفته میشود. استفاده از تکنولوژی شناسه-فرکانسرادیویی با اتوماسیون فرایندهای کاری(هوش تجاری) در مدیریت زنجیره تأمین، هزینه فعالیتهای دستی را کاهش میدهد و باعث افزایش سرعت انجام فرایندها میگردد و با حذف دخالت انسان در ورود اطلاعات، خطا را کاهش و دقت اطلاعات جمعآوری شده را افزایش میدهد. فناوری شناسهفرکانسرادیویی، امکان کنترل فرایندهای غیرقابل رؤیت و نیز ویرایش اطلاعات برچسبها را در اختیار ما میگذارد که برای نشان دادن این موضوع از شبیهسازی استفاده شد تا در ابتدا برچسبهایی برای ثبت اطلاعات اولیه به قطعات اضافه شود و در واحد خدمات این اطلاعات با اضافه شدن نوع تعمیرات ویرایش میشود ودر نهایت پس از خروج از واحد خدماتی، تمامی دادهها برای تجزیه و تحلیل و تصمیمگیری در سیستم هوش تجاری ذخیره میشود. این پژوهش می خواهد راهی مناسبتر برای شناسایی تأمینکنندگان برتر و شناسایی نقاط قوت و ضعف آنها مشخص نماید تا شرکت های خودروساز بتوانند با یک انتخاب و رتبهبندی درست از بین تأمینکنندگان موجود، قطعات مورد نیاز را فراهم نمایند همچنین عملکرد نمایندگیها بر اساس آمار دقیق مراجعهکنندهها و نوع تعمیرات میتواند روی تصمیمگیریهای خودروساز بسیار مؤثر باشد. شبیهسازی شناسهفرکانسرادیویی و هوشتجاری در این پژوهش نشان داد که اگر تصمیمات هوش تجاری با استفاده از دادههای دقیق به سرعت اجرا شود، در خدمتدهی به مشتریان ۶۲ درصد بهبود ایجاد میشود که این بهبود نتیجه تعیین اولویت تأمینکنندهها و تغییرات واحد خدماتی است تا در نهایت به موجب مقایسه آمار خرابی قطعهسازان، کیفیت قطعات بالا برود و به طبع آن کارکرد خودروها نیز افزایش یابد.
محمد صابر فلاح نژاد، محمدمهدی لطفی، احسان شاهین،
جلد ۲۷، شماره ۴ - ( ۱۲-۱۳۹۵ )
چکیده
در این مقاله برنامهریزی تولید صنایع فرآیندی در چارچوب مدل ریاضی شبکهای شامل مجموعهای از چندین واحد عملیاتی ارائه شده است. رویکردهای اخیر برنامهریزی احتمالی، شامل احتمال تغییرات پارامترها در طول زمان نشده و این ضعف باعث غیرکاربردی شدن این رویکرد در عمل، بیان شده است. هدف اصلی این مقاله ارایه رویکردی است که بتواند بر چالش مطرح شده، فائق آید. بر این اساس، یک برنامهریزی خطی عدد صحیح با هدف کمینه سازی مجموع هزینههای تولید، نگهداری موجودی و انحراف از بازده استاندارد، طراحی شده است. از آنجا که تغییرات میزان خروجی واحدها در قالب متغیرهای احتمالی در افق زمان در نظر گرفته شده، روش فرآیند مارکوف گسسته- زمان به کار رفته است. یک نمونه عددی بمنظور سنجش اعتبار مدل پیشنهادی، ارایه شده است. نتایج نشان میدهد که برنامه تولید ارائه شده توسط برنامهریزی پویای احتمالی پیشنهادی نسبت به رویکرد موجود (برنامهریزی احتمالی)، پنج درصد به نتایج کاربردی نزدیکتر است.